تبليغاتX
البته............
تصمیم گرفتم جلوی در خانه، در پیاده رو درختی بکارم.درب انباری راباز کرد م .صدای عیال بلند شد:

تازه انباری رو مرتب کرده بودم .دنبال چی می گردی؟

سعی کردم بی تفاوت باشم وپاسخی ندهم اما مگر می شود .عیال دم در انباری ایستاده وبه من خیره شده است.

-دنبال بیلچه می گردم

عیال با تعجب من را نگریست.منتظر اخبار تکمیلی بنده بود.

-می خواهم درختی جلوی خانه بکارم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حانی در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 و ساعت 10:9 |
ای عزیز

برتو باد دوری از اول شخص جمع 

وپرهیز از دوم شخص جمع و هکذا علی النهایه

اما ان که اول شخص جمع باشد  به حیلت شمع باشد .اندک نوری در عیان دارد و انبوهی دود در نهان


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حانی در سه شنبه سوم دی 1387 و ساعت 21:18 |
         تقدیم   به روح پدرم  که هنوز تحت تعقیب است

 

از خواب بیدار شدیم فرمودیم :صبح زود باشد.که سحر خیز باشیم .ساعت ۵:۲۵باشد.که نمازها قضا نگردد..روز چهار شنبه باشد.که از روز چهارشنبه بسیارخوشمان میاید.

ماه  را اردیبهشت فرمودیم .به روز دوازدهم.سال را ۱۶۷۵عنایت فرمودیم که طول عمر به خلائق ارزانی داریم.

فرمودیم :اینور شمال مملکت باشد.ان ور جنوب مملکت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حانی در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 13:50 |
Free counter and web stats